تبليغاتX
خشت خشت دل - شکایت

خشت خشت دل

فراش واژه های من

 

این آبله

 

این حسرت مدام را ز من بزدا

 

کاش نام او را داشتم

 

تا این قدر بی تفاوت ازمن عبورنکند

 

او را دَرک به دَرَک رفته است و احساس بی اساس

 

نیازم را خفه کرده در گلویم      

 

و قافیه را مصلوب درکلامم

 

نقطه سر خط جمله تمام شد

 

بگذار پرانتز را ببندم

 

اگر ادامه بدهم

 

دلم را به سیخ می زند

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 21:35  توسط محمد رضا کاظمی  |